امید امروزم  پرنده ایست

در قفس

که سر تاقچه ی اتاق پیرزنی رو به موت 

آواز میخواند هنوز !

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا قاری زاده

حس میکنم نقطه ی اوج این شعر کلمه ی « هنوز » است که جادوی این خیال و تصویرسازیهای شاعرانه را به واقعیتمان پیوند می دهد . قربانت ... یا حق

امیر

عجب تصویری ساختی با این شعر

رخساره

چرا رو به موت!؟ حس شاعرانگی زیبایی داری.

رخساره

بیشتر بنویس[گل]

علیرضا

سلام امید ما نیز به همینه منتهی این پیرزن قصه ما تابخواد بمیره و یه ملتی رو از شر خودش راحت کنه جون این پرنده و نوه ونتیجشو گرفته ناکس خودشو به مریضی زده که براش غذا و رخت ولباس مفت بیارن[گریه]

علیرضا

پرواز را بخاطر بسپار پرنده رفتنیست

نازلی

به نظرم همین که اون هنوز آخری هست خودش کلای جای خوشحالی داره.......

مسعود

خدا رو شکر که آواز می خواند!