حباب

دوست بسیارعزیزی میگفت: جریانات اخیر از ما اسطوره ساخت و ما ایرانیان، مخصوصن نسل بعد از انقلاب به لطف ناخواسته ی  ج م ه و ر ی ا س ل ا م ی فضایی اسطوره ای تجربه کردیم که در آن مطالبات روزمره و معمولی زندگی دیگر جایی نداشت، همه ی پیر و جوان و زن و مرد، یک جان واحد و یک صدا شده بودیم. آری دوست من، فضایی ویژه و تجربه ای بی نهایت زیبا و درعین حال بسیار تلخ بود که با خون و درد و فریاد مردمان و طعنه و دشنه ی نامردمان به هم آمیخت.

حالا دارم احساس میکنم که ازین اسطوره پرت شده ام به فضایی کاملن مجازی..از دیروز فقط در حبابی زندگی میکنم که دیواره اش به جای صابون از دروغ پوشیده شده ... اشتباه نمیکنم ، دنیای زیرین نیست ..معلق شدن در فضایی است که به آن هیچ تعلقی نیست.

با این حباب که هرآن میترکد کاری هم میشود کرد؟

/ 6 نظر / 7 بازدید
کوین

همیشه در پس نوشته ها افکاری پرسه می زنندکه بودن انسان را فریاد می زنند اما خود بودن همیشه آن چیزی نیست که انسان در پی آن است . ولی خود بودن حقیقتی است که هیچگاه نمی توان از آن فرار کرد وبلاگت خوبه ....

امیرحسین

من فکر کنم همیشه خروج از فضای اسطوره ای تعلیق و رنج با خودش داره...پیشنهادم کمی صبوری با این روز هاست دوست جان

نازلی

دوستم حباب ها موندگار نیستن...

*elham

کاری می شود کرد.,

عرفان

من همیشه از این حباب می ترسم..

نسیم

کاری که حتما می شود کرد