سرد، سرد ، تاریک

شبهای بی امید، روزهای بی باران

امروزها را با فرداها تاخت زدیم

شاید جلوتر چیز دندانگیری پیدا شود

تا تلخی نومیدی هایمان را بپوشاند

چیزی نبود

نمیدانستیم 

 دندانگیرتر از خودی که گمش کرده بودیم

در هیچ فردایی نخواهیم یافت

یادمان نداده بودند که امید را باید ساخت

حتی در عمق سیاهی شبهایمان

 

 

 

 

/ 6 نظر / 5 بازدید
رضا قاری زاده

بد سودایی است این تاخت زدن امروزهایمان با فردایی مه آلود دوست جان

نازلي

عجب چيزي نوشتي ليلي ....چه چسبيد تو اين حال و هوا...

رخساره

من هنوز امیدوارم که جلوتر چیز دندانگیری پیدا شود... هنوز...

سهیل پاشازاده

باران تمام شد و کاکتوس پشت پنجره / هنوز به آسمان خیره مانده است

elham*

سرد گرم رو دوست تر تر دارم لیلی.,

امیر

ازون نوشته های معرکه بود دوست جان