جنگ جو یا نه؟

من که ته تهش آدم آرامش طلبی هستم و تا خیلی اخیرن هم زیاد مبارزه و اعلان جنگ تو کتم نمیرفته، حالا از بد یا خوب روزگار افتادیم وسط معرکه ای که حتی بخوای هم نمیشه آروم سر جات بشینی، هیچی نگی، راه نیفتی و باقی قضایا..

این وسط یکی میمونه که هر روز به نوعی ، مدنی و غیره، مبارزه می کنه ؛ و یکی که کورمال کورمال دنبال اون آرامشه می گرده، از مرگ و تجاوز و شکنجه می ترسه ، دلش میخواد فرار کنه و غیره! 

تا وضع به این منواله نه شعرم میاد، نه میدونم چی میشه نوشت ..جا نزدم ها .. شاید اون جنگجو یی که سالها رفته بود مرخصی بالاخره میخواد دست این کودکه رو بگیره و بگه " هستم، از هیچی نترس" ... شایدم زندگی یعنی همین بی آرامی که من نمیخوام بفهممش؟؟

بقول دوستی : هیم!

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
عرفان

بنده هم عرض ادب و احترام دارم...هیچ معلومه کجایی؟

نسیم

زندگی یعنی همین دیگه گاهی هم باید جنگید

نازلی

آدم یعضی وقت ها کارهایی می کنخ که خودشم متعجب می شه!