اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


پیانیست

کودکانه باشد شاید که رقص شگفت انگیز انگشتان آدریان برودی اینچنین به شوقم آورد ؛ تندتر و تندتر ، بلندتر و بلندتر...

 انگار همین دیروز است که پشت در اتاق روی صندلی تاب می خورم و انتظار دخترک همسایه را می کشم که تمرین پیانویش را تمام کند تا به کوچه بدویم. روزهایی که مادرش سرحال است اجازه دارم کنارش بنشینم ، او پیانو میزند و من با آواز "رشیدخان" همراهیش میکنم... و این پشت در انتظار کشیدنها که با نوای پیانو همراه است مرا به دنیایی میبرد که در آن من هم پیانویی دارم و با موهای بافته و پیراهن توری سفید ، انگشتانم را روی کلیدهای سیاه و سپید می رقصانم تا صدای جعبه ی جادویی چوبیم تا آسمان برود!


لیلی..