اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


 

تمام انگشتانش یخ زده بود

لبانش کبود بود ،کبود

قامتی درهم پیچیده و چشمانی خموش

در دل اما آواز میخواند

پشت پنجره ی خانواده ای بیخبر ،

دخترک کبریت فروش!


لیلی..