اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


قلب جوانان وطن در خون است

ای شادیِ آزادی!

روزی که تو باز آیی

با این دلِ غم پرورد

من با تو چه خواهم کرد؟

غم هامان سنگین است

دل هامان خونین است

از سرتاپامان خون میبارد

ما سرتاپا زخمی

ما سرتاپا خونین

ما سرتاپا دردیم

ما این دل عاشق را در راه تو آماج بلا کردیم

می گفتم: روزی که تو باز آیی

من قلب جوانم را چون پرچم پیروزی بر خواهم داشت

وین بیرق خونین را بر بام بلند تو خواهم افراشت

می گفتم: روزی که تو باز آیی

این خونِ شکوفان را چون دسته گل سرخی در پای تو خواهم ریخت

وین حلقه ی بازو را در گردن مغرورت خواهم آویخت

ای آزادی!

بنگر! آزادی!

این فرش که در پای تو گسترده ست

از خون است

این حلقه ی گل خون است

گل خون است... ای آزادی!

از ره خون می آیی اما

می آیی و من در دل میلرزم:

این چیست که در دست تو پنهان است؟

این چیست که در پای تو پیچیده ست؟

ای آزادی! آیا با زنجیر می آیی؟ ...

 

*متن تصنیف "آزادی" با صدای محمرضا شجریان / بخشی از سروده ی هوشنگ ابتهاج


لیلی..