اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


برف

این تکه های خیال انگیز رقص کنان پایین می آیند و با هر چر خش ذهن را به گوشه ای پرتاب میکنند.

اما حیف این همه لطافت و نور و سپیدی ؛ وقتی یاد بیچارگانی می افتی که بی پناه در این سرما گیر افتاده اند یا وقتی دست کودکی دوره گرد که از سرما سیاه و کبود شده  گوشه ی پالتو ات را میگیرد،تمام این گستره ی سپید یکباره سیاه و تاریک میشود...


لیلی..