اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


همه خوش کند که مطرب بزند به تار چنگی/من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

دلی که ناگاه سخت فشرده میشود، آهی که بی اجازه از سینه فرار میکند، چشمانی که گاه و بیگاه بارانی میشوند، لبخندی که بی دلیل روی لبان مینشیند، و نگاهی که در میانه ی کار به دوردست خیره میماند ... همه یادگاری آدمهایی هستند که دمی بر لب این پنجره نشستند و درون این تن را نگریستند. چقدر خاطره ... باشد که کسی ساکن این منزل شود؟


لیلی..