اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


سیکل معیوب

یونگ در ادامه جمله ی طلایی معروفش " همه ی ما زخمی از والدین، و والدینی زخمی داریم"  بهتر بود این را هم ذکر کند: بعدها خودمان هم غالبن والدینی زخم زننده میشویم، با تمام ژست آگاهی و دانایی که به خود میگیریم.

کودکی را در نظر بگیرید که با کوچکترین صدا مثلن ماشین لباس شویی یا جاروبرقی از ترس (حتی ترسی غیر معمول) صورتش سفید میشود، میلرزد و میدود تا به مادر پناه ببرد و مادر به جای درآغوش کشیدن کنار میرود و تشر میزند که : "ترسو.. جاروبرقی که ترس نداره"، بد نیست یک لحظه خودش از زاویه ی چشم یک بچه ی ۴-۵ ساله به همان مثلن "فقط جاروبرقی" نگاه کند نه یک بزرگسال، و بعد هم کمی فکر کند این کودک که امروز از هرچیزی میترسد آیا روزی نه چندان دور برای مدتی تنها نمانده تا ترس مادری که رفته و دیگر برنمیگردد را تجربه کند؟ یا هزار دلیل دیگر. والدینی که روی کودکتان اسم میگذارید و جلوی در و همسایه و فامیل با همان اسم صدایش میکنید" ترسو، بی عرضه، لوس، و غیره " احتمالن نمیدانید چه زخمی به کودک میزنید، میدانید؟ 


لیلی..