اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


خدای همه ی عاشقی های جهانی بانو

صبح داشتم  تلفنی با او حرف میزدم، جدن که خیلی بیشتر از همیشه جایش را خالی میکنم اینروزها.. بعد از حال و احوال و رد و بدل اخبار یومیه، دیگر نتوانست جلوی خودش را بگیرد، جیغ زنان گفت :" یه سورپریز دارم برات "و هیجان زده شروع کرد به اینکه کجا و کی باهم آشنا شدند و اینکه طرف ایمیلش را داده و بانو گم کرده ، بعد دوست بانو شماره ی موبایل ایشان را برایش گیر آورده و "به قول شما جوونا براش اس.ام.اس زدم" !  و خلاصه قراری میگذارند و هم را میبینند به زودی.. آنقدر هیجان داشت که من را هم به همان اندازه به وجد آورد .. نمیدانید شنیدن شرح عشقولانه های آدمی به این عزیزی، حتی از اینهمه راه دور چه کیفی دارد.. و زیباتر اینکه باعث شد دوباره ببینم که عاشقی سن و سال و چروک دور چشم و موی سفید نمیشناسد.

 پ.ن. میخواهم عطر بخرم، ماندم حیران که "شکوفه ی سرخوشی" را انتخاب کنم یا "حسادت" را ؟؟!


لیلی..