اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


جانٍ برار

برادر است، آنقدر کوچکتر که نخستین حرف زدنهایش را دیده ای، با قاشق غذا بدهانش گذاشته ای، لالایی برایش خوانده ای، شاهد اولین دانه های ریش بر صورتش بوده ای، قهرش را ، خشمش را ، لبخند مخصوصش را، نگاه شیطنت آمیزش را ، نوازشش را ، بارها و بارها در طول سالیان تجربه کرده ای ... وقتی حالا نگاهش میکنی که اینقدر قد کشیده، برای خودش مردی شده، امروز تورا برای آشنایی با دوست دخترش دعوت کرده ،و روزی نه دورتر از همه ی سالهایی که گذشته، برای اولین حقوق به ناهار مهمانت میکند ، دلت یکجوری میشود ، یکجور خوب!

مادریست ، خواهریست ، هرچه باشد عشق است و با دیدنش دلت لبریز میشود از شادی و شاد میخواهیش..


لیلی..