اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


اینجوریاست!

و تو نمیدانی چه شعفی دارد که بعد پنجاه و اندی روز آزگار تلاش و پشت نویسی اسکناس های رنگارنگ بی ارزش ج.ا.ا ، ساعت ده شب که خسته و لب ور چیده از تاکسی پیاده میشوی یک ۵٠٠ تومانی از راننده تاکسی بگیری که رویش یک V گنده جا خوش کرده باشد!


لیلی..

داستانک

سه تا موش کوچولو تو خونمون بازی میکردن: یکی تو اطاق من، دوتا توی بقیه ی خونه.

ماما براشون سم گذاشت. اونی که تو اطاق من بود دیگه بازی نمیکنه.


لیلی..

 

ترسم را

زیر آفتاب داغ تابستان

روی ترکه های گره خورده ی تاک

آویختم

قاصدک بی خیالی به آن آویخت

حالا این ترس آفتاب خورده

پیام آور باغ شده است

 


لیلی..