اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


...

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفر در آب دارد میسپارد جان...

...قاصد روزهای ابری داروگ! کی میرسد باران؟


لیلی..

مشاهده گر

واقعن این بار مثل همیشه نیست...انگار قضیه جدیتر از این حرفاست، و من دلم میخواد که وقت بدم بهش تا بفهمم این ناخودآگاه لعنتی چی میخواد بگه!

حسهام هم عجیبن ؛ اسمشون رو نمیتونم اندوه ، انفعال ، یا گوشه گیری بذارم ... شبیه یکجور جانوری هستم که تازه از جنگل آوردنش خونه ، همه چیز براش تازگی داره و با چشمای گرد و نگاه نامفهوم همه چیزو تماشا میکنه و در عین حال از همه چیز و همه کس میترسه ! در مورد من، اگه ی به جای ترس ،سهل الوصول بودن اشکا و خنده ها رو جایگزین کنید دیگه من و اون حیوونکی فرقی باهم نداریم!!

راستش حالم بدک نیست ،فقط اصلن حوصله نوشتن ندارم...شعرم هم نمیاد و تا مدتی خوش دارم در کسوت همین مشاهده گر گریان/خندان باقی بمونم. 


لیلی..

مقدار ناچیزی سرخوشیم ما!

اینکه یه روز ابری نری سر کار و به جاش با دوتا دوست قدیمی ناهار بخوری و ٢-٣ساعتی گپ سیری بزنی ،‌حتی اگه بقیه روز و انقدر کارداشته باشی که شب از خستگی غش کنی ،خودش یه دنیا میرزه !

امروز صبح انقدر سرحال بودم که فکر میکردم از یک مرخصی طولانی برگشتم! البته بخشی ازین ذوق زدگی شاید هم مربوط به خواب دیشبم باشه که دیدم خودمو از شرکت بازخرید کردم و بابتش سه میلیون تومن گرفتم به اضافه ی یک بی ام و ی سفید !!!!!!!!!!میشه خوابم رو تعبیر کنید لطفن؟؟

پ.ن. بی ام و سری M3 !


لیلی..

بسته ی عغطثادی !!!!!!!!!!!!

کلاغه داشت که تو آسمون پرواز میکرد،دل و روده اش ریخته بود بیرون ؛ میگفت "من دکترم" !

حالا هم ما بسته ی اقتصادی به سران ممالک توسعه یافته ی جهان پیشنهاد میکنیم تا از این بحران نجات یابند...چیزی تو مایه های سنگ پا و قزوین و اینا باید باشه به نظرم؟!


لیلی..

واگویه

باور کنم که

"نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من"

یا نکنم؟

که این رهایی نعمت است،

یا نقمت؟؟

که رهایی پیشه کنم یا باز ...؟

که اصلن اینکاره هستم یا خیر، بانو؟


لیلی..

 

خاموش مینگرد در میان باد

گذر درهم برگهای گنگ را از پس خزان

پاییز است اینجا

درپی اش زمستانی نیز ، بی گمان

سرد و سخت و سماجت کنان

...

شاید

 "این نیز بگذرد"

که باید ، از پی زمان!


لیلی..