اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


حیرانی

کجا بروم که خدا را خوش بیاید و خودم را خوشتر ؟؟ کجااااااا ؟


لیلی..

صورت مساله

یک روز بعدازظهر دلم را شکستم،

راحت و بی صدا

تا کسی دیگر نتواند به هر بهانه دلم را بشکند!

با کمترین اشک و آه...

فقط نمیدانم چرا

جای خالی اش درد میگیرد

گاه و بیگاه ؟؟


لیلی..

 

بوی پاییز که میاد، نمدار و خنک و تازه ، مثل بعد از بارون ، نوستالژی من قوت میگیره ...پاییز جنگلهای بلوط و برکه ی نزدیک خونه ، و تو که مجبورم میکردی توی اون سرما تا خونه پیاده بیام! دلم برات خیلی تنگ شده ها شاطر شیطون !


لیلی..

 

نه کلامی برای گفتن، نه راهی برای رفتن

هزار راز نگفته دارند این روزهای خموش

آن دورترک، کسی پروانه می خرد

شاید با بالهای این پروانه های نیمه جان

بشود کمی آنسوتر اتراق کرد

اما

صدهزار دل هم که بخرم

یکی محال است همانی را بخواهد که من خواستم

دور و دورتر هم چاره ی کار ما نمیشود ...


لیلی..