اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات

لحظه های من ٍ بی تو


شب، سکوت، و ستاره!

دلم بی تو میگیرد

کجا فریاد کنم ... که این خانه بی تو خالیست

و شراب ٧ ساله ی سرخ، طعم شوکران سیاه می دهد

بیگمان این شراب نیز

 هفت سال تنهایی خود را  به بیراهه رفته است

که اینچنین گلویم را می سوزاند

 

 


لیلی..

 

مطالب زیر برای یادآوری به خودمه که دارم میون اینهمه حسهای متناقض و مودهای بالا و پایین دست و پا میزنم و باز برمیگردم سر جای اولم!

"... یکی از نیازهای کودک آسیب پذیر درون ، مسائلی است که به بقا برمیگردد( عدم توانایی در تامین زندگی، عدم موفقیت در حوزه ی روابط، ناامنی و بی ثباتی شغلی، شکست های تحصیلی، ...) واین مسائل باعث اضطراب ، ترس و آشفتگی کودک درون میشود.

ترس میتواند زاییده ی یک تجربه ی واقعی دوران کودکی ما باشد، که بعدها در بزرگسالی هم خاطره ی خود را در کودک درون به جا میگذارد، حتی اگر فرد ظاهرن در موقعیت مطمئن، امن و تامین شده ای باشد. این احساس عدم امنیت حتی میتواند به نسلهای گذشته هم برگردد.

احساس عدم امنیت است که از فرد یک جنگجوی ناآگاه میسازد..."

پ.ن.1کتاب شفای کودک درون کمک خیلی خوبی است، اگر تمرینهایش کامل انجام شود.

پ.ن. 2مطالب فوق نظر یونگ در باب کهن الگوی کودک است.


لیلی..

 

دنیایم عجیبِ عجیب شده! انگار خودم  نباشم ها ! یک بچه ی فضول هر از گاهی سرک میکشد، لگد میزند ، نق میزند ، بهانه میگیرد ، قهر میکند ... از طرف دیگر دلش نوازش میخواهد ، خودش را برایم لوس میکند، با یک بستنی چوبی هم هیجانزده میشود... آخ چه کنم با دلم که دارد مرا ازین بینهایت تا آن بینهایت میکشد؟؟

جاده و سفر را هم که نگو...قدیمترها که روزی دوسه بار بین شهر و خانه سفر میکردم ، دوستی میگفت: نکند مادرت تورا وسط جاده بدنیا آورده که برای آوردن یک مثلن کاغذ میروی و برمیگردی؟ آخر آنروزها امکاناتمان در شهر کم بود و هر چه میخواستیم باید یک سفر بین شهری تا خانه متحمل میشدیم! اینها را نوشتم که بگویم وقتی میزنم به جاده و دیگر خودم نیستم ، یک سابقه ی تاریخی دارد!

جایتان خالی، اینروزها قید کار و شهر و مشغولیت را زده ام... سفر میروم و برمیگردم و دوباره سفر...کتاب میخوانم یک دل سیر.. با بچه ها بازی میکنم...به حرف دلم خوب گوش میکنم... و با پای برهنه روی چمنهای برگ شبدری خیس تا میتوانم راه میروم و دل به آفتاب و نسیم  میدهم... جای همه تان خالی !


لیلی..

آره ارواح عمتون!

"وزیر جهاد کشاورزی گفت: از فردا در سراسر کشور توزیع ویژه گوشت مرغ گرم با قیمت هر کیلوگرم 2550 تومان و مرغ منجمد با قیمت 2300 تومان در میادین میوه و تره بار و تعاونی ها اغاز می شود.

وی گفت: گوشت گرم ران گوساله هر کیلوگرم 6200 تومان و مخلوط 5600 تومان است.

او افزود : بالاترین قیمت گوشت گوسفند که به صورت کارتنی و منجمد عرضه می شود هر کیلوگرم 5900 تومان خواهد بود.

وی تأکید کرد: پایین ترین قیمت گوشت قرمز 3800 تومان و بالاترین قیمت 6200 تومان در هر کیلوگرم تعیین شده است."

  

اونوقت این گوشت و مرغ به این ارزونی و فراوونی رو از مغازه ی در خونه ی م...ز بخریم یا با پیک برامون میفرستن؟؟

  

 به قول عمه بزرگم : " الهی تکه تکه شین به حق علی" با این دروغایی که دم به ساعت تحویل  ملت میدین!

 

و اما ،ما ملت هم ظاهرن اگر روزی چند متر تو آستینمون نکنن، خواب به خواب میشیم!


لیلی..

 

آخرین پیچ جاده رو که رد کنی

پشت اون تپه ی سبز و قهوه ای

آسمون و جنگل، یکی میشه

همونجایی که هیچ خاکستریی ،دیگه معنا نداره

آبی آسمون و سبزی زمین ، خود ٍ خود ٍ بودنته

ابر و آب و جنگل و خاک ، و تو

.

.

.

امروز جنگل لازم شدم

باید زد به جاده


لیلی..

Holy smokes ...

دو سه روز چشمم می پره مثل راس دوریتس تو فیلم  The Kid،

دیشب هم باز همون خواب قدیمی رو دیدم که دزد میومد و من سعی میکردم فریاد بزنم ؛ اولش صدام در نمیومد، ولی وقتی مادر بیدارم کرد، فهمیدم بالاخره یکبار این سکوت شکسته شد! کودک بیچاره ی من خودشو کشت از بس پیغام داد، کو گوش شنوا؟؟


لیلی..

یک فقره Prince Charming گم شده است ، از یابنده تقاضا میشود...

دیروز جشن شادمانی دوستی بود و ما باز به دست افشانی و پایکوبی پرداختیم ، جای همه دوستان خالی...

نکته این عروسی درین بود که داماد فرنگی که عروس را به یک نظر آچمز کرده بود ، با چنان شیرینی قصه آشناییشان را تعریف کرد که حتی فرصت نکردیم حسرت بخوریم... راستش انگار همه مان با جادوی آنهمه مهربانی که درآن چشمان آبی موج میزد ، به اندازه ی عروس خانم در آسمان هفتم بودیم ، شاید هم بالاتر!

حالا هی بگویید خارجیها سرد و یخ و بیمزه و شیر برنج و بی احساس و ... هستند! آقاجان، نابتر و خالصتر ازین عشق ندیده بودیم...

پ.ن. با وجودی که قبلن جناب امیرانه و کیوان خان 35 درجه  این عکس را نشان داده بودند ، ولی برای هزارمین بار هم که باشد ، ما نمایشش میدهیم؛ باشد که رستگار شویم!


لیلی..

به به !چه چه ! مدال آوردیم !!

" ... و خداوند هادی ساعی را آفرید تا در چنین روزی ،70 میلیون ایرانی را از خفت و خواری نجات دهد و رجال وزین و متدین کاروان اعزامی و مدیران جلیل القدر ورزش کشور را سربلند از کسب رتبه 47 ام در آوردگاه المپیک، به کشور اسلامی بازگرداند  " 

نقطه . سرخط !


لیلی..